فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

26

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

قطع كامل بود ناچار از زورق استفاده كرديم و كشتى را يدك كشيديم و به مدد جزر و مد پيش رانديم . ساحل كاملا نزديك بود . با اين حال هيچ زورقى بسراغ ما نيامد تا خوراكى يا خنك‌كننده‌اى كه سخت بدانها نيازمند بوديم عرضه كرده باشد . درگذشته ، شهركهاى قلهات ، تب « 29 » كوريات « 30 » و همچنين بقيهء شهركهاى همين ساحل عربستان تا دماغهء رأس مسندام قسمتى از قلمرو هرمز به حساب مىآمدند اما مدت زمانى است كه خود را از تابعيت اين دولت - كه با خسارتهاى زيادى كه براى پرتغال دربرداشته بسيار ضعيف شده است - خلاص كرده‌اند . قلهات پيش از اين شهرى بسيار بزرگ و پرجمعيت بود اما امروز تقريبا به كلى خراب و بائر است چنان كه ديگر شهرهاى مجاور نيز همين حال را دارند . در آغاز شب نسيم خنكى از خشكى وزيدن گرفت و در سه ساعتى كه اين نسيم ادامه داشت قايق بزرگ بادبان‌دارى كه كشتى را يدك مىكشيد كمى ما را به جلو راند روز هيجدهم باد از جنوب‌شرقى ، اما همواره آرام و ضعيف مىوزيد و راه ما بسوى شمال‌غربى و غرب بود . ساعت هشت صبح در جانب دست چپ - نزديك ساحل - كشتى بزرگى نمايان شد كه راهى كاملا خلاف جهت ما را مىپيمود . چند تنى از ملاحان ما اين كشتى را از صبح زود - در حالىكه مستقيما بسوى ما مىآمد - ديده بودند . كشتى مزبور كوشش داشت كه خود را به خشكى برساند و هنگامى كه در ديدرس ما قرار گرفت بيش از نيم فرسنگ با خشكى فاصله نداشت و سعى داشت به ما بفهماند كه مىخواهد از تصادم با كشتى ما اجتناب كند . تصور ما اين بود كه اين كشتى متعلق به دزدان دريائى اروپا و همان كشتى انگليسى است كه كمتر از يك ماه پيش چند روزى در نزديكى دماغهء جاسك در ساحل موغستان ، واقع در پنج فرسنگى هرمز ، كمين كرده بود و چند تنى از كاركنان آن با مقدارى مال التجاره در خشكى پياده شده بودند . اكنون اين

--> ( 29 ) Thede ( 30 ) Curiate